logo

انتخاب محل سایدبار

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.
hello@youremail.com
+1234567890
marketing

۷حقیقت بازاریابی که رهبران باید بدانند

بازاریابی به اندازه ای مهم است که به واحد بازاریابی سپرده شود. ” _دیوید پاکارد, از موسسان شرکت اچ پی

اگر از ۲۰ رهبر کسب و کار بپرسید بازاریابی را تعریف کنند , احتمالا ۲۰ جواب مختلف خواهید شنید. چرا بازاریابی دارای یک تعریف و درک ثابتی نیست؟ احتمالا برای این است که اغلب بازاریابان درک درستی از آن ندارند. آنها حرفه شان را در یک چهارچوب کاری مشخص سپری میکنند بدون آنکه به تصویری بزرگتر فکر کنند.

با اینکه بازاریابی نقش محوری در کسب و کار دارد اما توجه بسیار سطحی به آن میشود.
به عقیده پدر علم مدیریت پیتر دراکر ” چون هدف کسب و کار ایجاد مشتری است, بنگاه های تجاری فقط دو وظیفه اصلی دارند : بازاریابی( و نوآوری. بازاریابی نقشِ کاملا مشخص و منحصر به فردی دارد در کسب و کار. ”

خب, بازاریابی چیست؟ سرمایه گذار افسانه ای سیلیکون ولی بیل دیویدو گفته ” بازاریابی باید تمام محصولات را خلق و آنها را به جایگاه حکمرانی و پدافندی بازار سوق دهد. ” اگر به گفته دیویدو شک دارید باید بدانید او نویسنده کتاب پرفروش بازاریابی تکنولوژی های برتر است.

نکته جالب اینجاست, دیویدو در رابطه با بازاریابی چیزی در مدرسه نخوانده بود, تمام مدارکش در رابطه با مهندسی برق است. استیو جابز, یکی دیگر از بازاریابان مهم, از مدرسه اخراج شد.

پس بازاریابان بزرگ ,بازاریابی را از کجا یاد گرفتند؟ در دل کار.

شرکت های استارتاپی بهترین مکان برای فهم و کسب تجربه بازاریابی است زیرا این شرکت های با محصولات ابتکاری در حال دست و پنجه نرم کردن برای به چنگ آوردن مشتریان هستند_ و نه چیز دیگری.گذشته ازین, آنها همیشه بدنبال پول و جذب سرمایه هستند, پس با حقایق زیادی آشنا خواهند شد.

[/vc_column_text]

۷ حقیقت بازاریابی که رهبران باید بداند :

بازاریابی مانند خوانندگی است: همه فکر می کنند بلدند.

marketing

در حوزه بازاریابی افرادی که ژست میگیرند معمولا بیشتر از حوزه های کاری دیگر است, شاید بخاطر این باشد که تقاضاش بالاست و عرضه اش کم…پس راحت تر میشه وانمود کرد!. همانطور که دیوید هرنیک سرمایه گذار معروف صنعت تکنولوژیک گفته ” سرمایه گذاران عاشق اینند که فکر کنند نابغه بازاریابی هستند, باور کنید. ” دلیل این گفته اش را چنین می گویید “میدانید چرا؟ چون متقاعدکننده تر از افراد دیگر میتوانیم نقشش را بازی کنیم.” البته تنها سرمایه گذاران نیستند که …

نام تجاری کار میکند… هنوز.

marketing

اکثر افراد فکر میکنند یک فروشگاه اینترنتی زمین را هموار میکند و دیگر نام تجاری اینقدر مهم نیست.نه تنها دنیا هنوز به این نقطه نرسیده بلکه من به شما ثابت میکنم صد در صد برعکس است. دوران اوج شرکت AOL ,باب پیتمن گفته “کوکاکولا هیچوقت برنده بهترین طعم نشد, مایکروسافت هم هیچوقت برنده بهترین سیستم عامل نشد, نام تجاری است که بازی را می برد.”
برند های بزرگی مانند اپل, گوگل, کوکا کولا, آی بی ام و مایکروسافت بدون برندینگ تا حالا چنین قدرتمند نشده بودند.

بازاریابی در مورد فهمیدن مردم است.

marketing

همش درمورد اینه که تعیین کنید مشتری چه میخواهد حتی بعضی وقت ها قبل آنکه خودشان بدانند. باید بازار هدفتان را هدف بگیرید و با دقت رفتارشان را زیر نظر بگیرید.مخصوصا اوقاتی که وسوسه فکر کردن به یک بازار بی نظم را در خود حس میکنید , این را به خاطر داشته باشید: حتی در کسب وکار هایی که بازار هدف کاسب هستند (B2B) ,تمام خریداران شما انسان هستند.

نوآوری به معنی اختراع دوباره چرخ نیست.

marketing

بعضی از افراد استعداد ذاتی در اختراع دارند. در خقا چیز هایی را اختراع می کنند که شاید باورتان نشود اصلا, اما بازاریابان بزرگ, اختراعات را طوری دستکاری میکنند تا قابل بهره وری باشد در بازار, مردم بابتش پول بدهند و بتوانند از آن استفاده کنند. بازاریابی به سمت استفاده مجدد از ایده ها اما در راهی جدید میرود.مانند شرکت اینتل که از زمان زدن کلنگ افتتاحیه این شرکت عظیم در دل برندینگ آن استفاده از برنامه بازاریابی بسیار ظریفی نهفته بود.

بازاربابی به اندازه ای مهم است که به دپارتمان بازاریابی شرکت سپرده شود.

marketing

بازاریابی مرکز چرخ کسب وکار است. جایی است که توسعه محصول, ساخت , ارزیابی, حسابداری, ارتباطات و فروش همدیگر را ملاقات میکنند.بازاریابان میتوانند بحرانی ترین نقش را در شرکت داشته باشند.هر فرد عضو گروه رهبری یک شرکت ,به صورت فرعی عضو بخش بازاریابی نیز است.

بازارها یک بازی با نتیجه صفر هستند.

بر خلاق باور عام امروزی, در کسب و کار, پیروزی یعنی همه چیز. هر تراکنشی یک فروشنده , یک خریدار دارد. اگر کارتان درست باشد, فروشنده و خریدار باهم برنده خواهند بود. در غیر این صورت تمام ضرر ها برای فروشنده خواهد بود.دنیای واقعی واقعا رقابتی است.

برای برداشتن یک گام اساسی ,یک سرمایه عظیم لازم ندارید

با انجام استراتژی ارتباطات درست, بازاریابان بزرگ موج عظیمی از هیجان را در مشتری و یک تقاضای مهیب برای شرکتی که هیچ کس تا حالا اسمش را هم نشنیده بود, ایجاد می کنند.و واقعا این کار با بودجه ناچیزی ممکن است.استیو جابز واقعا در امر بازاریابی استاد بود و بخوبی هنر اختفای محصول را و افشای آن درست وقتی که احساس میکرد وقتش است مردم راجع به محصول اپل بدانند ,میدانست.

واقعیت این است که بازاریابان واقعی کم هستند.سوال اساسی که باید جواب داده شود این است: به چه کسی در مهمترین امر کسب و کارتان ,اعتماد میکنید؟ جواب به عهده شماست…

منبع : https://sookhtejet.com/]

admin
بدون نظر

ارسال یک نظر

نظر
نام
ایمیل
وبسایت